تبلیغات
در گذر عمر - گشوده شدن در رحمت الهی به سوی بنده ای درمانده
 
خدایا به من زیستنی عطا کن که درلحظه ی مرگ بر بی ثمری لحظه ایی که برای زیستن گذشته است حسرت نخورم ومردنی عطا کن که بر بیهودگی اش

گشوده شدن در رحمت الهی به سوی بنده ای درمانده

نوشته شده توسط :رجبعلی جعفری وایقان
دوشنبه 13 خرداد 1392-04:17 ب.ظ

گشوده شدن در رحمت الهی به سوی بنده ای درمانده

وفردائی آنروز که ابراهیم آقا در بازار پیش آقای خدامی وعلی اکبر فوقی که آنها نیز از همشهریهای وایقانی بودند کار می کردند ومن به اتفاق ابراهیم آقا به سراجی شمس رفتیم وآقای خدامی همان روز به من گفت مشغول کار شوم اینجاست که می گویند خداوند حلال مشکلات بندهای بی پناه خود می باشد ومن از این بابت خیلی خوشحال بودم که خداوند مهربان در اوج ناامیدی همه چیز رادرست کرد ومن هم اتاق برای سکونت پیداکردم وهم کار برای امرار معاش بیاد این بیت افتادم که می گفتند                     

                      خدائی اگر ببندت دری                                         به رحمت گشاید دری دیگری

اتاقی که آقای هاشمی اجاره کرده بود 12متری بود از قرار250تومان معادل 2500ریال اجاره در ماه قرارشد که ماهیانه 125تومان آنرا من پرداخت کنم وسراجی شمس که من درآنجا مشغول بکار شده بودم قرارشد که روزانه 80ریال مزد دهد از ساعت 8صبح تا8شب کارمیکردیم حتی جمعه ها نیز کار می کردیم ولی من راضی بودم ابتدا من بعنوان پادو یعنی جارو کردن ،آب وچای دادن به کارکنان ونیز چیدن نخ دورکیفها ی مدرسه بعهده من بود ویک لحظه استراحت نداشتیم وفقط نیم ساعت نهاری داشتیم ومن باید قبل از اینکه نهار خوردن دیگران تمام شود باید می رفتم به قهوه خانه عمو یوسف که درداخل پاساژشیخ جعفر بود سفارش چای می دادم وعصرها نیز از ساعت 30/7بعد ازظهر باید همه چیزرا جمع وجور می کردم وبعداز آن جارومی کردم وساعت 8شب کارراتعطیل می کردیم این روند درحدود یک ماه ادامه داشت ومن در طول این مدت در حالت ایستاده جلوی چرخ مشغول تمیز کردن نخ کیف ها بودم به دقت نحوه چرخکاری را زیر نظر داشتم  هرکسی مسئول یک کار بود آقای خدامی بیشتر طراحی مدل کیف های جدیدرا می کرد درضمن تقسیم کار ومدیریت می کرد آدم خونسرد ومدیر توانایی بود وآقای فوقی شریک آقای خدامی از صبح تاشب پشت میز برشکاری اندازه های کیف هارا برش می زد حسین خلخالی کیف های مدرسه که درسه سایز بزرگ ومتوسط وکوچک بود که درداخل یکدیگر قرارمیگرفت ویک سری نامیده می شد می دوخت ومن نخ های اضافه را می چیدم ودونفر دیگر قفل ودستگیره می زدند وابراهیم آقا کیف ها را داخل یکدیگر قرار می داد وبعد بسته بندی می کرد واین کار هرروز ادامه داشت یک روز ظهر تصمیم گرفتند برای صرف نهار همه بروند چلو کبابی من وابراهیم آقا نرفتیم من ازاین فرصت استفاده کردم رفتم پشت میز برشکاری از کناره طاقه که ضایعاتی بود یکی را که درحدود 10متر طول وعرض 3سانتیمتر را انتخاب کردم رفتم پشت چرخ که نیم روغنی می گفتند وبا برق دینام کار می کرد شروع کردم اول یک دوخت راسته وبعداز آن لبه آنرا تا کردم ودوختم قبل از آمدن آنها کناره دوخته شده را انداختم توی میز برشکاری از  شانس من آقای خدامی رفت پشت میز برشکاری چشمش به کناره دوخته شده افتاد وپرسید این راکی انداخته اینجا؟ همه نگاه کردند وچیزی نگفتند وتکرار کرد وپرسید کی اینو دوخته انداخته اینجا؟ در این موقع من باترس جواب دادم من دوختم او تعجب کرد وباورش نشد ویک کناره بمن داد وگفت برو بشین روی آن یکی چرخ بدوز ببینم رفتم عین همان کاررا دوختم وقتی دید گفت از این به بعد بشین چرخکاری کن وآقای فوقی زیپ دوختن وهمچنین نحوه ای سرقائمی زدن را به من یاد داد از فردای آنروز حسین خلخالی شروع کرد بامن لج بازی  وفحاشی کردن تا من شروع می کردم بکار می گفت بلند شو یک لیوان آب بریز آب رامی خورد می گفت برو بگو عمو یوسف چای بیاری ومن بودن هیچ اعتراضی دستورات اورا اجرا می کردم تا اینکه آقای خدامی گفت تودیگر حق نداری از جای خودت بلند شوی وبه حسین نیز گفت از این به بعد آب ویا چای خواستی به سید علی بگو که اهل سرعین بود ازآن لحظه به بعد من رسماًبعداز حدود 40روز پادوی چرخکار شدم روزانه 500 ویا 600عدد زیپ می دوختم یک روز آقای خدامی گفت فردا باحسین مسابقه زیپ دوختن داشته باشیم واضافه کرد که اگر درطول یک روز 1000عدد زیپ روی کیف بدوزم یک پیراهن بشور وبپوش (معروف بود یعنی اتو نمی خواست )برایم می خرد فردای آنروز به هر کدام 10جعبه 100تائی زیپ 20سانتی دادند ومن تا8شب 1100عدد زیپ دوختم وحسین آقا 800عدد دوخته بود آقای خدامی بمن گفت بروپیش علی بقائی پیراهن دوز که درطبقه دوم بالای سرکارگاه ما بود بگو دوتا پیراهن اندازه بزند وبدوزد ومن با خوشحالی همین کاررا کردم وحسین آقااز فردای آنروز دیگر نیامد ومن رسماًچرخکار شدم وایرادهای کارم را آقای فوقی که خودش استادچرخکاری بود برطرف می کردم درایجا بد نیست اشاره به دخل وخرج خود کنم عرض کردم قرار شده بود روزانه 80ریال مزد بگیرم که تا عید سال 1346 همان 80ریال رابمن می دادند که من مجبور بودم همه ی حقوقم را که اگر همه روز کارمی کردیم از قرار ماهیانه 2400ریال می شد که از این مبلغ ماهیانه 1250ریال اجاره خانه بدهم  ونهاری یک دیزی تک نفره را دونفر می خوردیم که سهم هریک 10ریال میشد وصبحانه وشام نان وپنیر ویا نان تخم مرغ درحدود 10ریال میشد درماه600ریال که جمعاً1850ریال میشد برای اینکه بتوانم وسایل منزل بخرم وپس انداز کنم مجبور بودم مسیر خانه را که از خیابان صفا درمفت آباد تابازار را از مسیر خیابان شروین ،پارک خیام ،خیابان تابنده ،میدان ژاله ،میدان بهارستان،چهارراه سرچشمه ،خیابان پامنار ،خیابان بوذرجمهری،بازار آهنگران ،چهارسوق بزرگ وسرای شیخ جعفررا که معمولاًیک ساعت و30دقیقه طول می کشید صبح وشب پیاده طی کنم با این کار در ماه مبلغ 550ریال از حقوقم می ماند که کم کم یک دست قاشق وجنگال ونمکدان ولیوان وسفره وزیر انداز وپتو خریدم ومبلغی هم پس انداز کردم البته بعداز اینکه در منزل مستقرشدم پدرو مادرم یک دست لحاف وتشک برایم آوردند چنانچه اگر مسیر فوق را حتی اگر با اتوبوس شرکت واحد رفت وآمد می کردم روزی 4ریال وماهی 120ریال کرایه اتوبوس میشد .

 





نظرات() 


katy perry pop hack
یکشنبه 6 اسفند 1396 09:30 ق.ظ
سبک شما در مقایسه با سایر افراد بسیار منحصر به فرد است
من از چیزهایی خواسته ام. وقتی به شما فرصت می دهم از پست شما قدردانی می کنم، حدس بزنید
فقط نشانه این سایت
plants vs zombies heroes hack
جمعه 4 اسفند 1396 05:53 ب.ظ
سلام، من گاهی اوقات وبلاگم را خوانده ام و من یک نمونه مشابهی دارم و من
فقط تعجب کرد که اگر شما تعداد زیادی از پیام های هرزنامه دریافت کنید؟
اگر پس چگونه از آن محافظت می کنید، هر پلاگین یا هر چیزی که می توانید توصیه کنید؟

من خیلی زود دریافتم دیوانه من را رانندگی می کند بنابراین هرگونه کمک بسیار قدردانی می شود.
http://margieclubb.hatenablog.com/
یکشنبه 15 مرداد 1396 05:01 ب.ظ
Greate article. Keep posting such kind of info on your site.
Im really impressed by your site.
Hey there, You've performed a great job. I will certainly digg it and for my part recommend to my friends.
I'm confident they will be benefited from this site.
http://kamifrancher.hatenablog.com/
جمعه 13 مرداد 1396 10:46 ب.ظ
Thanks for ones marvelous posting! I certainly enjoyed
reading it, you may be a great author. I will make sure to bookmark your blog and definitely will come back at some point.
I want to encourage you continue your great work,
have a nice weekend!
What causes painful Achilles tendon?
جمعه 13 مرداد 1396 08:07 ب.ظ
Greetings! Very useful advice in this particular article!

It's the little changes that make the largest changes.
Thanks a lot for sharing!
What is leg length discrepancy?
یکشنبه 8 مرداد 1396 12:57 ق.ظ
I am extremely inspired together with your writing
talents as neatly as with the structure for your weblog.
Is this a paid subject matter or did you customize it your self?

Either way stay up the excellent high quality writing, it's rare to
look a nice weblog like this one these days..
What do you do for Achilles tendonitis?
یکشنبه 8 مرداد 1396 12:24 ق.ظ
Hello there, I discovered your blog by way of Google whilst looking for a comparable topic, your web site came up, it appears good.
I have bookmarked it in my google bookmarks.

Hi there, just turned into alert to your weblog through Google, and found that it's really informative.
I am going to be careful for brussels. I will be grateful in the event you proceed this in future.
A lot of people can be benefited out of your writing.
Cheers!
What is distraction osteogenesis?
شنبه 7 مرداد 1396 07:11 ب.ظ
I was curious if you ever considered changing the page layout of your website?
Its very well written; I love what youve got to say.
But maybe you could a little more in the way of content so people could connect with it better.
Youve got an awful lot of text for only having one
or 2 pictures. Maybe you could space it out better?
std testing
یکشنبه 4 تیر 1396 10:11 ب.ظ
بسیار core از خود نوشتن در حالی که صدایی مناسب در
آغاز آیا نه حل و فصل درست با من
پس از برخی از زمان. جایی در سراسر پاراگراف شما
موفق به من مؤمن متاسفانه فقط
برای کوتاه در حالی که. من هنوز کردم مشکل
خود را با جهش در منطق و شما ممکن است
را خوب به کمک پر کسانی که شکاف.

در این رویداد شما که می توانید انجام من
می مطمئنا بود در گم.
manicure
شنبه 9 اردیبهشت 1396 11:46 ق.ظ
I couldn't refrain from commenting. Well written!
manicure
سه شنبه 15 فروردین 1396 02:00 ب.ظ
That is a good tip particularly to those fresh to the blogosphere.
Short but very accurate info… Many thanks for sharing
this one. A must read article!
manicure
دوشنبه 14 فروردین 1396 06:46 ب.ظ
Thankfulness to my father who stated to me regarding this webpage, this weblog is really amazing.
manicure
پنجشنبه 10 فروردین 1396 06:12 ب.ظ
Hey very interesting blog!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


آخرین پستها:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox