تبلیغات
در گذر عمر - ماجرای معافیت از زیر پرچم
 
خدایا به من زیستنی عطا کن که درلحظه ی مرگ بر بی ثمری لحظه ایی که برای زیستن گذشته است حسرت نخورم ومردنی عطا کن که بر بیهودگی اش

ماجرای معافیت از زیر پرچم

نوشته شده توسط :رجبعلی جعفری وایقان
دوشنبه 13 خرداد 1392-04:25 ب.ظ

ماجرای معافیت از زیر پرچم

 روز دهم صبح بعداز صبحانه همه را در محوطه پادگان جمع کردند ابتدا فرمانده پادگان شروع به سخنرانی کرد دررابطه با اتفاقات که در پادگان افتاده بود اعم از دعوا وفرار وبعد راجع به جشنهای 2500ساله شاهنشاهی وتوضیح داد که بخاطر اینکه امسال مصادف با جشنهای شاهنشاهی ابلاغ شده که عده ای زیادی را معاف خدمت از زیر پرچم کنند ودستور داد افراد را بادسته های پنجاه نفری تقسیم کنند استوارها وگروهبانها خیلی زود گروهای پنچاه نفری راپشت سرهم چیدن وسپس فرمانده پادگان دستور داد دسته جات دو گروه شده و از هم فاصله بگیرند وبلا فاصله با دست راست گروه سمت راست را معاف اعلام کرد که منهم در گروه سمت راست بودم وگروه سمت چپ را بلافاصله به سه شماره بردند داخل آسایشگاه دربها را بستند .

در اینجا مطرح کردن نکته ای خالی از لطف نیست صبح زود روزدهم که از خواب بیدار شدیم یکی از بچه ها بنام حسین که کارگر کفش ملی بود کفش خودرا که کفش تابستانی ونوبود به زور با کفشهای من عوض کرد وشروع کرد به گریه کردن وقتی علت گریه راپرسیدم جواب داد که شب خواب دیده بود رستم پهلوان شاهنامه باگرزش به سراو زده وتعبر می کرد که او سرباز خواهد بود وچنان شد، که او در گروه سمت چپ افتاد وسرباز شد امیدوارم هر کجا که باشد در پناه خداوند بزرگ باشد .

بعداز اعلام معافیت خدمت از زیر پرچم اولین کاررا که انجام دادم کاسه ای که از فروشگاه پادگان برای صرف غذا خریده بودم بعلت نداشتن جا ومکان مثل کنه به من چسبیده بود ودرهمه جا همراه من بود شکستم واز شرش راحت شدم،وهمه کسانیکه با من معاف شده بودند خوشحال وشادبودیم، بلافاصله فرمانده پادگان به دیپلمه ها یکه مثل ما بلا تکلیف بودند دستور داد که برگ معافیت به افراد معاف شده صادر کنند که دراین میان آقای حسن زمانی یکی از همشهر یهای خوش ذوق وبذله گو که بارفتار خوبش خیلی هارا شیفته ای خودش کرده بود نیز دیده می شد ،بطوریکه شام ونهارش را دیگران توی صف می گرفتند وومی آوردند و توی آن روزهای بلا تکلیفی همه را با تعریف لطیفه سرگرم می کرد. بعد از ظهر آن روز خبر رسید که گارد شاهنشاهی سرباز می خواهد همه را به صف کردند چند نفرآمدند وعده ای انتخاب کردند وبردند ونزدیک غروب بود افراد معاف شده را سوار اتوبوسها کردند ومنتظر حرکت اتوبوسها بودیم که خبر رسید که پادگان عجب شیر سرباز کم آورده همه را از اتوبوسها پیاده کردند وعده ای زیادی را با خودشان بردند من که دل تو دلم نبود وبالاخره  ساعت 8شب مجدداً بقیه را سوار اتوبوسها کردند وراه افتادن باز هر اتوبوس یک استوار ویک گروهبان افراد را همراهی می کردند ساعت 12شب اتوبوس ما به تبریز رسید چند نفر از بچه مثل من خانواده هاشون در اطراف تبریز بودند که خانواده ها نگران بچه هاشون بودند جلورفتیم به استوار گفتیم که مارا در تبریز پیاده کند ولی ایشان اصرار داشت که مارا در محل اعزام پیاده کند بعداز کلی التماس اوراضی شد وبه راننده دستور داد که ما رادر چهارراه شهناز پیاده کند پنج نفر پیاده شدیم رفتیم به یک مسافر خانه کلی در زدیم تا صاحب مسافرخانه درب را باز کرد ابتدا می گفت نمی تواند ساعت یک نصف شب  که همه مسافرها خوابیده اند مارا در داخل  مسافرخانه راه دهد  بعد ازکلی خواهش وتمنا مارا به انتهای راه رو به یک اتاق راهنمایی کرد ومن بعداز ده شب توانستم در رختخواب سر به بالش بگذارم وراحت تا صبح بخوابم  بعداز اینکه از مسافرخانه خارج شدیم از بقیه خدا حافظی کردم رفتم از دفترچه حساب در گردش بانک صادرات پولی را که پس انداز کرده بودم برداشت کردم مقداری سوغاتی ویک جعبه شیرینی خریدم روانه وایقان شدم وقتی بخانه رسیدم پدر ومادرم وتمام افراد خانواده از دیدن من خیلی خوشحال شدند ومن چند روزی پیش آنها ماندم وچون نذر کرده بودم اگر معاف شوم  به همراه مادرم به پابوس امام رضا مشرف شویم ابتدا بلیط برای تهران گرفتم ویک روز بعد بطرف مشهد حرکت کردیم وچون هنوز هم بعضی موقع دلم بسوی دختر سرنوشت ساز پر می کشید در هنگام غروب خورشید به دشت گرگان رسیدیم ومن حالت غروب کردن خورشید که دیدم یک باره منقلب شدم وبد جوری آشفته شدم بخاطر دارم وقتکه هوا کاملاً تاریک شد عده ای در اتوبوس از جمله مادرم بخواب رفته بودند ولی در دل من طوفان بپابود که این ابیاد به ذهنم خوطور کرد

                               شبانگاهان رسیدیم دشت گرگان                                  غروب بود آفتاب با چشم گریان

                              چو گلها گریه ای خورشید ودیدند                               پریشان حال شدند پژمرده گشتند

                             به خفتند بعداز آن تا صبح     دیگر                              پریشان   گشته اند     تاروز دیگر

                            همه اش  امید بر خورشید   داشتند                              همه اش شور وامید دردل داشتند

                            که تا روز  دیگر  خورشید      برآید                             بیایند    بلبلان      نغمه     سرآیند

                             پس از آن این دل من بی قرار شد                             بیاد  بی   وفا آن    دلبرم    شد

                            همه خفتند ومن با        بی       قراری                         بیاد گل روخان  بودم    سحر  شد 

                            تو بودی   جعفری   غافل         زدنیا                             بهار بگذشت وعمرت   هدر   شد

روز بعد به مشهد مقدس رسیدیم نزدیک حرم یک اتاق کرایه کردیم وبعد ازآن به زیارت رفتیم جایکه هر دل شکسته درمان می شود چند روزی در جوار حرم امام رضا ودرکنار مادرم که خیلی خوشحال بود سپری کردم وقتی از مشهد برگشتیم یک شب در خانه برادرم که آن زمان در شبستر سکونت داشت ماندیم وفردای آنروز به طرف وایقان خانه خودمان رفتیم وقتی زنگ خانه را زدیم اول کوسفندی که برای معافیت از سربازی وبرگشت از مشهد پدرم تهیه دیده بود قربانی کردند وبعد از اینکه از خون کوسفند ردشدیم وارد خانه  شدیم نشتیم  همسایه ها  یکی بعداز دیگری به دیدن ما می آمدند  تقریباًهمه اهل محل آمدند بجز عمو منکه جای آنرا کاملاً خالی دیدم تصمیم گرفتم به دیدنش بروم ساعت چهار بعداز ظهر بود رفتم خانه عمووارد حیاط شدم هرچه صدا زدم جواب نشنیدم در اتاق را باز کردم دیدم عمو در کوشه اتاق نشسته بود از دیدن من خیلی خوشحال شد بعد از چند دقیقه شروع کرد به شکایت کردن از اینکه به من کسی سر نمی زند آخر بعد از اینکه از زنش جدا شده بود  دچار افسردگی وگاهی نیز اختلال حواس پیدا کرده بود واز مردم دوری می کرد زندگی او خلاصه شده بود در کنج خانه نشستن وسیکار کشیدن بچه نداشت مادرم غذا می پخت ومی برد بعضی موقع می خورد وبعضی موقع با بد اخلاقی غذارا پس می داد آنروز بعد از گفتگو با عمو هرچه اصرار کردم که به خانه ما بیاید قبول نکرد ،برگشتم خانه ذهنم در گیر تنهای عمو م بود خیلی ناراحت شدم  وپس از چندروز برگشتم تهران بااین امید که هنوز خانه اجاره ای پابر جااست چراکه من اجاره یک ماه را به صاحب خانه داده بودم و بیست روزبیشتراز آن تاریخ نگذشته بود وقتی عصر به منزل رسیدم اسباب واثاثیه ی خودرا در راه پله پشت بام دیدم واتاق را اجاره داده بودند وقتی از زن صاحبخانه علت آنرا سوال کردم با عذر خواهی گفت ما فکر کردیم تو سرباز شدی جواب دادم منکه کرایه یک ماه را به شما داده بودم حالا که اینطوری فکرکردین یا اتاق را خالی کنید ویا برایم اتاق کرایه کنید ،شب صاحبخانه آمد وگفت امشب مهمان ما هستی فردا برایت اتاق پیدا می کنیم فردایی آنروز از طریق بنگاه در کوچه ابوالقاسم شیرازی یک اتاق اجاره کردم واسباب کشی کردم ومجدد برای کار پیش آقای خدامی رفتم ومشغول شدم یادش بخیر درآن منزل تا سال 1352 نشستم صاحبخانه اهل ساوه فراش مدرسه بود وچهار پسر وسه دختر داشت خانم او زن مهربان وخیلی خوش قلب وجزوسادات بود خاطرم است که آشپزخانه آنها در زیر زمین حیاط بغل اتاق من قرار داشت واو همیشه به من یادآور می شد هر موقع بخواهی غذا درست کنی از اجاق گاز استفاده کن چراکه آن ایام هر کی مجرد بود اول طی می کردند که فقط حق استفاده یک شعله لامپ 100وات را داری نه ضبط ونه اتوبرقی ونه چیزی دیگر ولی آن خانم اکثراً شبها برایم غذای گرم می آورد ومرا شرمنده می کرد تا اینکه





نظرات() 


choc
شنبه 29 اردیبهشت 1397 12:39 ق.ظ
Thanks for finally writing about >در گذر عمر
- ماجرای معافیت از زیر پرچم <Loved it!
Cialis canada
پنجشنبه 20 اردیبهشت 1397 05:30 ب.ظ

Thanks a lot! I like it.
cialis kaufen wo price cialis per pill discount cialis wow cialis 20 cialis kaufen wo cialis daily reviews buy cheap cialis in uk buy generic cialis free cialis cialis free trial
Buy viagra
چهارشنبه 5 اردیبهشت 1397 08:39 ب.ظ

Thanks. Lots of info.

where to buy viagra without a prescription viagra buy viagra pharmacy viagra viagra generic levitra online pharmacy viagra how to purchase viagra online pharmacy usa online buy viagra online with a prescription buy viagra uk cheap viagra purchase uk sildenafil and viagra viagra pharmacy online viagra buy viagra
Buy generic cialis
شنبه 18 فروردین 1397 09:53 ب.ظ

Cheers. I appreciate this.
cialis 10mg prix pharmaci best generic drugs cialis price cialis per pill cialis coupon cialis baratos compran uk cialis manufacturer coupon cialis dosage cialis uk next day cialis generic availability cialis professional yohimbe
Buy cialis online
جمعه 3 فروردین 1397 12:16 ق.ظ

Excellent info. Cheers!
cialis generico lilly click here take cialis cialis tadalafil online generic cialis soft gels buy online cialis 5mg chinese cialis 50 mg buying cialis overnight usa cialis online cialis diario compra rezeptfrei cialis apotheke
livejasmin credit generator real
جمعه 4 اسفند 1396 05:18 ق.ظ
هی این اولین نظر من است، بنابراین من فقط می خواستم فریاد بزنم و بگویم
من واقعا از طریق مقاله های شما خواندن لذت می برم. آیا می توانید سایر وبلاگ ها / وب سایت ها / انجمن ها را توصیه کنید
که بر سر موضوعات مشابهی قرار دارند؟ متشکرم!
marijuana
پنجشنبه 3 اسفند 1396 07:16 ب.ظ
من می توانم اطلاعات خوبی از پست های وبلاگ شما پیدا کنم.
clash royale generator
دوشنبه 8 آبان 1396 10:30 ب.ظ
وبلاگ بزرگ اینجا! همچنین سایت شما بسیار سریع بارگذاری می شود! از چه میزبانی استفاده می کنی؟
آیا می توانم پیوند وابسته به میزبان شما را دریافت کنم؟ من آرزو می کنم که وب سایت شما به همان اندازه که شما می توانید بارگذاری کنید
anonymous std testing
دوشنبه 8 آبان 1396 01:11 ب.ظ
ضرب و شتم عالی من آرزو می کنم تا زمانی که خودت را تغییر می دهید، شاگردی کنی
وب سایت، چگونه می توانم برای یک سایت وبلاگ مشترک شوید؟
حساب من یک معامله قابل قبول را به من داد. من کمی از این پخش تلویزیونی که درخشان شفاف بود، آشنا شدم
اندیشه
myfreecams token hack
یکشنبه 30 مهر 1396 12:55 ق.ظ
اگر بعضی از افراد نیاز به دیدگاه کارشناسانه در مورد وبلاگ نویسی و ساخت سایت داشته باشند، من توصیه می کنم او را برای دیدار با این موضوع آماده کنید
وبلاگ، نگه داشتن کار جالب.
real psychic readings
چهارشنبه 19 مهر 1396 08:17 ب.ظ
با تشکر از وبلاگ بسیار خوب!
Foot Problems
شنبه 14 مرداد 1396 09:22 ب.ظ
You actually make it seem so easy with your presentation but I find this
topic to be really something that I think I would never understand.
It seems too complex and extremely broad for me.
I'm looking forward for your next post, I'll try
to get the hang of it!
https://kendrabuswell.wordpress.com/2015/06/23/non-surgical-hammer-toe-correction
شنبه 14 مرداد 1396 03:21 ب.ظ
If some one wants to be updated with hottest technologies then he must be pay a visit this web page and be up to
date daily.
http://squarejournal9325.jimdo.com/2015/08/18/is-hammertoe-surgery-successful
جمعه 13 مرداد 1396 10:11 ب.ظ
Can I simply say what a comfort to discover an individual who really understands what
they are talking about over the internet. You certainly realize how to bring a problem to light and make it important.
More and more people have to check this out and understand this side of the story.

I was surprised you aren't more popular given that you certainly
possess the gift.
rosanaloeza.hatenablog.com
شنبه 7 مرداد 1396 02:46 ب.ظ
Appreciate the recommendation. Will try it out.
manicure
چهارشنبه 23 فروردین 1396 01:56 ق.ظ
I'm really enjoying the design and layout of your site.
It's a very easy on the eyes which makes it much more enjoyable for me
to come here and visit more often. Did you hire out a designer to create your theme?
Excellent work!
manicure
سه شنبه 22 فروردین 1396 04:52 ق.ظ
I like it when folks get together and share views.
Great site, continue the good work!
manicure
دوشنبه 21 فروردین 1396 09:51 ق.ظ
I think the admin of this web site is actually working
hard in favor of his web page, since here every information is quality based stuff.
manicure
شنبه 19 فروردین 1396 01:11 ب.ظ
Greetings! Very useful advice in this particular post!
It's the little changes that produce the greatest changes.
Thanks a lot for sharing!
manicure
سه شنبه 15 فروردین 1396 04:36 ب.ظ
Hi, i think that i saw you visited my blog so i came to return the favor?.I am attempting to find things
to enhance my website!I assume its ok to make use of a
few of your ideas!!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


آخرین پستها:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox