تبلیغات
در گذر عمر - مطالب اردیبهشت 1392
 
خدایا به من زیستنی عطا کن که درلحظه ی مرگ بر بی ثمری لحظه ایی که برای زیستن گذشته است حسرت نخورم ومردنی عطا کن که بر بیهودگی اش

اتفاق سرنوشت ساز

نوشته شده توسط :رجبعلی جعفری وایقان
سه شنبه 31 اردیبهشت 1392-04:32 ب.ظ

اتفاق سرنوشت ساز

درتابستان آن سال1345 اتفاق مهمی افتاد که مسیر زندگی مرا برای همیشه عوض کرد

طبق عادت هرروزه که بعداز کار قالی بافی عصرها بخانه علی آقا که دوست وهم صحبت من بود رفتم در زدم مادر علی آقا که ما عمه خانم می کفتیم جواب داد وگفت بفرما من داخل شدم دیدم یک دختر خانم با بلوز ودامن قشنگی که بتن داشت جلوی اتاق ظاهر شد از علی آقا پرسیدم این دختر از کجا آمده واو جواب داد ازتهران دختردایی من است بعد ازآن هرروزمن وعلی وآن دختر که ازما کوچکتر بود هم صحبت وهم بازی شدیم وچون دختردایی علی آذری بلد نبود ومانیز فارسی نمیتوانستیم درست صحبت کنم کلی می خندیم ومن درآن موقع طناب زدن والاکلنگ بازی را از اویادگرفتم واز اینکه یک دختر شهری کارهای بلد است که ما بلد نبودیم خیلی از او خوشم می آمدآن سال تابستان تمام شد واو برگشت به تهران از آن لحظه به بعد من مدام بفکر رفتن به تهران بودم درسال 1343 برادربزرگم ازدواج کرد وازخانواده جدا شده ورفته بودبه شندآباد کارگاه قالی بافی دایر کرده بود وبرادردوم نیز به خدمت سربازی رفته بود ومن استادکاربافت قالی شده بودم وبه اتفاق دوتاخواهرم قالی 12 متری باتراگم 20رج می بافتیم ومعمولاً در هردو ماه یک قالی 12متری می بافیتم پدرم قالی را که درآن موقع یک اتوبوس از وایقان به تبریز می رفت می برد به فرش فروشی حاجی قبلعلی جمشیدی ،که از سر بازار باگاری دستی 10ریال می گرفتندومی بردند به روبروی تیمچه ای مظفری و فرش مارا به مبلغ 12000 ریال معادل هزار ودویست تومان می خریدند ووسایل قالی بعدی رامی داند ومابه وایقان برمی گشتیم وقتی به خانه می رسیدیم پدرم 20تومان به من می داد تا هزینه دو ماه حمام وسلمانی من باشد ومن بخاطر شوق رفتن به تهران از پولیکه در اختیار داشتم پس انداز می کردم ونیز بعد از اتمام کار درخانه عصرها دویاسه ساعت به هوای بازی می رفتم در دارقالی مشهدی محمد خدادادی ویا حاجی حبیب آقا سلامت کارمیکردم وبابت هررج 2ریال می گرفتم وبعد از مدتی کارکردنم لورفت دیگر اجازه ندادند که من بیرون کار کنم .





نظرات() 

ماجرای رفتن به اکابر

نوشته شده توسط :رجبعلی جعفری وایقان
سه شنبه 31 اردیبهشت 1392-04:30 ب.ظ

ماجرای رفتن به اکابر

برادر بزرگم شبها به اکابر می رفت ودرکلاس پنجم ابتدایی درس می خواند من که از رفتن مدرسه روزانه بکلی ناامید شده بودم به برادرم  اصرار کردم که درسال تحصیلی 1344-1343مرا باخودش به مدرسه ببرد و دراکابر کلاس اول ثبت نام کند ویک شب به همراه برادرم رفتم ثبت نام شدم اکثر همکلاسی هایم بزرگ سال بودند چند شب از ثبت نام گذشت معلم ما آقای صداقتی بود که بادوچرخه از دیزچی خلیل می آمدآن زمان رسم براین بود که معلم کتاب فارسی را یک بار از روی کتاب می خواند وخط به خط وجمله به جمله به زبان آذری ترجمه می کرد وبعد شروع به پرسیدن از بچه ها می کرد ما که آذری زبان بودیم ومثل امروزها تلویزیون هم نبود ،بعضی از کلمات خیلی سخت بنظر می رسید آن شب طبق معمول آقای صداقتی بعداز خواندن درس جدید شروع به پرسیدن کرد از چند نفر سوال کرد یکی دونفر نتواستند جواب درست بدهند از من که تقریباًاز همه کوچکتر بودم پرسید معنی سوال را جواب دادم معلم اسمم را پرسید جواب دادم جعفری هستم واو پرسید شمادراینجا برادر بزرگترداری جواب دادم بلی درکلاس پنجم درس می خواند گفت برو صدا کن بیاید اینجا، من بسیار ناراحت شدم فکر کردم که جواب پرسش را غلط دادم واومی خواهد مرا از مدرسه اخراج کند با ترس ولرز رفتم درب کلاس را زدم معلم کلاس پنجم آقای تکلیمی که از شبستر می آمد درب را باز کرد گفتم آقای صداقتی با آقای جعفری کاردارد وقتی برادرم آمد آقای صداقتی گفت این بچه حیف است شبانه درس بخواند اورا به مدرسه روزانه بفرستید من با شنیدن این جمله خیالم راحت شد ولی برادرم که تصمیم گیرنده نبود ودر ثانی با توجه به سنم دیگر در روزانه ثبت نام نمی کردند،آن سال کلاس اول را تمام کردم ودرسال 1345 کلاس دوم را درحضور معلم دوست داشتنی دکتر امین لو بودم که درآن ایام ایشان تنها معلم از وایقان بود وشبها نیز درکلاس اکابر درس می داد

دراینجا جا دارد یادی از بعضی ازهمکلا سی هایم کنم آقایان حیدر مهرابی، حسین مقصودی ،مرحوم جعفر اقبالی،احمد احمدی،واز بچه های محله خودمان آقایان حسن وحسین آبادی وقربان عفتی پسر محمد حسین عفتی ملقب به سردار حسین وبدلیل اینکه برای رفت وبرگشت از دوتا قبرستان باید عبور می کردیم بصورت دسته جمعی حرکت می کردیم وگاهی نیز با فرارهای الکی وباگفتن گرسگ آمد هم دیگررا می ترساندیم وتفریح می کردیم وبه دلیل اینکه درآن زمان برق دروایقان نبود باچراغ زنبوری درس می خواندیم وبرای تامین هزینه های چراغ زنبوری مانند نفت ،شیشه ،توری وواشرتلمبه باد چراغ زنبوری هرنفر درماه یک ریال پرداخت می کردیم وبماند که بزرگتر ها بهترین جارا ازنظر نور چراغ انتخاب می کردند وکوچکترها با ید سایه سر بزرگترها را تحمل می کردند درعین حال ما هرشب از محله پائین تا مدرسه ابراهیمی که درمحله محمودلو واقع شده بود کتاب ودفترخودرا توی یک کیسه نایلون قرار می دادیم وبا عبور از دو قبرستان باعلاقه درس می خواندیم بخاطر دارم یک شب قراربود انشاءبخوانیم وموضوع انشاء این بیت شعر سعدی  شاعر پرآوازه ایران بود

برو کار می کن  مگو چیست کار                            که سرمایه ی جاودانی است کار

چند نفر رفتند پای تخته انشاء خود را خواندند نوبت به من رسید رفتم پای تخته شروع کردم به خواندن انشای خود، بااینکه انشاءمن بدتر از آن چند نفر نبود ولی بعلت داشتن استرس سه ویا چهارخط بیشتر نخوانده بودم که صدایم کاملاً می لرزید وکلمات بریده بریده بود آقای دکتر امین لو کاملاً متوجه موضوع شده بود وگفت برو بنشین وتوضیح داد که شما نباید استرس داشته باشید ویا خجالت بکشید واگر اینکار راادامه بدهید درآینده موفق نمی شوید وبعد از شنیدن صحبتهای معلم، کلاس ادامه پیدا کرد کلاس دوم رابالطف خداوند وزحمات معلم دلسوز که از جنس مردم بود وخود رنج کشیده بود ودرد امثال مارا خوب می فهمید بپایان رساندم .





نظرات() 

طرز کار رادیو ویخچال نفتی

نوشته شده توسط :رجبعلی جعفری وایقان
سه شنبه 31 اردیبهشت 1392-03:40 ب.ظ

طرز کار رادیو ویخچال نفتی

برگردم با اصل مطلب ،پس از چند سال با خواست خداوند مهربان وضع خادنواده ی ما کم کم بهتر از گذشته می شد همانطوریکه قبلاً اشاره شدقبل ازاینکه به وایقان برویم درسلمانی شبستر رادیو برقی دیده بودیم به همین دلیل بعداز اینکه درخانه ی خودمان قالی بافی را شروع کنیم به اصرار از پدر خواهش کردیم از اینکه حوصله ای ما سرمی رود برایمان رادیو بخرد وبعداز چند هفته پدرم یک رادیو پرتابل چهار موج توشیبا خرید که چهار عدد باطری بزرگ می خورد ما خیلی خوشحال شدیم واز اینکه باطری تندتند تمام می شد ومقدور به صرفه نبود برادرم یک روز که به شبستررفته بود از علی آقا آبالا زاده دوچرخه ساز که مغازه اش چسبیده به مغازه جاجی میرزاصالح صاحبی روحانی و مرثیه خوان خوش ذوق وایقان واقع در میدان تره بار که آن موقع به سوقزی میدانی معروف بود ،یک چراغ نفتی که دورش یک دایره گرد بشکل پره های آکاردیونی داشت به خانه آورد همه ازدیدن آن تعجب کردیم وپرسیدیم این چه جور چراغی است برادرم جواب داد اگر روشن کنیم رادیو با این چراغ کار میکند ،روش کار رادیو نفتی این گونه بود که نفت درمخزن چراغ نفتی ریخته میشد وحرارت چراغ پره هایی که اطراف شعله قرارداشت بتدریج گرم میشد واین حرارت درفرآیندی به انرژی محدود الکتریسیته میشد ورادیورا به کار می انداخت ،درواقع کارباطری را انجام می داد بخاطر دارم این فرآیند سی دقیقه زمان می برد به عبارتی رادیو تبریز درآن زمان ساعت 30/11 برنامه های خودراشروع می کرد وما ساعت 11چراغ نفتی را روشن می کردیم سر ساعت 30/11دقیقه وقتی سرود ای ایران را پخش می کرد رادیو روشن میشد یعنی نیم ساعت زمان نیاز داشت تا پره های چراغ گرم شود ومعمولاًاگررادیو شش ساعت روشن بود مصرف نفت آن در حدود یک لیتربود بنابراین خیلی باصرفه تراز باطری بود وعلت خرید این چراغ نفتی توسط برادرم دقیقاًدوعلت داشت اول اینکه درآن زمان هنوز وایقان برق نداشت دوم اینکه هزینه باطری 6ساعت درروز خیلی بالا بود .

لازم به توضیح است انرژی لازم که معادل 6ولت برق ازطریق دورشته سیم که به یکی از پرده هالحیم کاری شده بود توسط یک فیش در طرف دیگر دورشته سیم قرارداشت پشت رادیو وصل میشد  که بشکل تصویر ذیل مشاهده می فرمائید

 متاسفانه بعد از مدتی براثر جابجای لحیم سیم کنده شد وازکارافتاد بدلیل اینکه آن روزها لحیم کاری در وایقان وجود نداشت چراغ رادورانداختیم حالا باگذشت چند دهه من و برادرم افسوس می خوریم که چرا آن چراغ باارزش را نگهداری نکردیم که حالا عتیقه بود وجایی آن در موزه ، ونیز بخاطر دارم که مشهدی محمد خدادادی نیز یک یخچال نفتی داشت که می گفت ساخت روسیه بود بد نیست در اینجا شکل وطرز کار یخچال نشان داده شود

 

1.      طرز کار یخچال های نفتی

یخچال نفتی بر خلاف یخچال برقی و کولر های گازی که بر اساس فرئون فشرده و کمپرسور کار می کنند دارا ی هیچ قسمت متحرکی نیست و نیروی محرکه خود را مستقیما از شعله آتش نفت می گیرد اساس کار یخچال نفتی بر پایه جذب و دفع آمونیاک در آب می باشد. سازوکار یخچال نفتی به صورت مرحله به مرحله به این شکل می باشد.
1- در دمای معمولی آمونیاک در آب حل می شود ولی اگر به مخلوط آمونیاک و آب گرما بدهیم چون آمونیاک بسیار جوشنده تر از آب می باشد آمونیاک آغاز به جوشیدن نموده و از مخلوط آب و آمونیاک به صورت گاز بخار آمونیاک گرم، متصاعد شده و مقداری بخار آب نیز با خود همراه کرده تبخیر می کند. 2-در سر راه این بخار گرم یک جدا کننده قرار دارد که قطره های آب را از بخار آمونیاک جدا کرده و درون مخزن مخلوط آب و آمونیاک بر می گرداند.( این قسمت را داشته باشید تا بعد زیرا در راه بازگشت این آب جدا شده به مخزن یک اتفاق دیگر هم می افتد.
3- سپس بخار آمونیاک درون یک سری لوله های پره دار به نام چگالنده شده و گرمای خود را از دست می دهد و به صورت آمونیاک مایع در می آید.( توجه این قسمت همانند یخچال های برقی در پشت یخچال قرار دارد(
4-سپس این آمونیاک مایع سرد تر شده ( دارای دمایی بالاتر از دمای محیط) وارد محفظه و لوله های پره دار دیگری می شود که درون یخچال جای دارد و در معرض گاز هیدروژنی که درون این محفظه قرار دارد واقع می شود و به سرعت بخار شده و جهت تبخیر گرمای محیط درون یخچال را جذب می کند.( در نتیجه درون یخچال سرد می شود.
5-سپس مخلوط آمونیاک و هیدروژنی که به صورت مخلوط گازی سردی است وارد جذب کننده می گردد درون جذب کننده مخلوط آمونیاک و هیدروژن با آبی که در مرحله دوم از گاز داغ آمونیاک جدا شده بود تماس داده می شوند.در این جا آمونیاک که درون آب بسیار حل
شونده تر از هیدروژن است درون اب حل می شود و هیدروژن جدا شده دوباره به درون محفظه بخارنده ( اواپراتور - که همان محفظه درون یخچال باشد ) باز می گردد.
6- مخلوط آب و آمونیاک دوباره به درون مخزن مخلوط آب و آمونیاک بازگشته و توسط گرمای شعله نفت دوباره بخار شده و مراحل 1 تا 6 به صورت چرخه دوباره تکرار می شود.
دلیل تبخیر آمونیاک در هیدروژن چیست؟
برای پاسخ به این پرسش باید به ترمودینامیک محلول ها نگاهی بیندازیم. می کوشم با یک مثال ساده پاسخ پرسشتان را بدهم.ببینید . آب خالص در 100 درجه می جوشد و در صفر درجه یخ می زند ولی اگر به آب مقداری نمک بیفزاییم دیگر در 100 درجه نمی جوشد بلکه در دمایی بالاتر از 100 درجه می جوشد.اگر به آب مایعی مانند الکل بیفزاییم در صفر درجه یخ نمی زند بلکه در دمایی پایین تر یخ می زند و در دمایی پایین تر از 100 درجه نیز تبخیر می شود . همین جریان در باره آمونیاک و گاز هیدروژن اتفاق می افتد.
آمونیاک خالص در دما و فشار اتاق به صورت گاز است ولی آمونیاکی که از کندانسور بیرون می آید دارای دمای بالاتر از اتاق و فشاری به مراتب بیشتر از اتاق می باشد.( این فشار از طریق بخارهای متصاعد شده از روی چراغ نفتی تامین می شود) پس دقیقا در درلحظه پیش از واردشدن امونیاک به اواپراتور آمونیاک خالص به صورت مایع می باشد.این آمونیاک وقتی درون اواپراتور با هیدروژن در هم حل بشوند نقطه جوش محلول آمونیاک هیدروژن بسیار بسیار پایین تر از نقطه جوش آمونیک خالص می باشد بنابراین آمونیاک با هر دمایی هم که وارد اواپراتور شده باشد محلول آمونیاک و هیدروژن فورا تبخیر می شو د حتی اگر دمای اواپراتور
دمای درون یخچال -خیلی پایین تر از صفر درجه باشد.
روشن است این محلول برای تبخیر شدن دمای محیط اطرافش را جذب می کند.
آیا می دانستید چرخه یخچال نفتی را چه کسی اختراع کرده است؟.
" آلبرت انشتین " به همراه یک دانشمند دیگر بنام
Leo Szilard

دراشکال زیر میتوانید روند انجام سیکل کار یخچال نفتی را به صورت انیمیشن مشاهده فرمائید.

 

 
 





نظرات() 

طرز پارچه بافی سنتی

نوشته شده توسط :رجبعلی جعفری وایقان
سه شنبه 31 اردیبهشت 1392-03:37 ب.ظ

طرز پارچه بافی سنتی

بد نیست طریقه پارچه بافی  سنتی ویا بافت چادر شب را  مختصر توضیح داده شود

دستگاه چادر شب بافی سنتی رویین

دستگاه چادر شب بافی : «گاو تنه»
اجزای سازنده ی آن
گاو تنه :  Gav Tanah
 
وسیله ای است كه توسّط نجاران از جنس چوب سنجد و گردو ساخته می شود كه بافندگان روی آن می نشیند و بوسیله آن پارچه بافته می شود ، كه در قدیم توسّط گل و خشت خام ساخته می شده ولی امروزه توسّط نجاران ساخته می شود  با پیشرفت  و تكنولوژی جدید دستگاه های چوبی و برقی جدید ساخته شده است.
 
دستگاه چادر شب بافی «گاو» تشكیل شده از پایه اصلی كه به شكل صندلی است و نورد و نورد پیچ :
نورد: (nevard)میله چوبی ضخیم به قطر 5 سانتیمتر كه بر روی «گاو تنه» سوار می شود و پارچه بافته شده بر روی آن جمع آوری می شود .
نورد پیچ : وسیله ای چوبی است كه داخل نورد قرار می گیرد و باعث چرخاندن نورد می شود .
شانه (تیغ) :
 
 
وسیله ای است چوبی كه از دو قسمت دسته و شانه تشكیل شده است كه توسّط نخ از سقف آویزان و ثابت نگه داشته می شود كه بوسیله آن نخ پود را با ضربه محكم شانه به عقب رانده می شود و باعث بافته شدن پارچه می شود .
برد : (buord)وسیله ای است ساخته شده از دو عدد نی و نخ هایی كه به صورت ضربه دری با همدر ارتباتندو دو عدد برد داریم كه نخ های تار ، تارهای بالایی از قسمت بالای برد و نخ های پایین برد از قسمت پایین برد عبور داده می شود . و هر برد ها بوسیله نخ توسّط «جغنه» به سقف بسته می شود و از طرف پایین بوسیله «پاوشار» یا «پافشار» از نخی به دستگاه چادر شب وصل می شود . كه توسّط فشار پا به «پافشار» دو برد از یكدیگر جدا می شوند و نخ پود توسّط «مكو» از داخل آن عبور داده می شود .
جغنه :  Gegnah
حلقه ای است كه دو جغنه بزرگ و كوچك ساخته شده كه جغنه بزرگ توسّط نخ بزرگ از سقف آویزان می شود و جغنه كوچك كه داخل جغنه بزرگ قرار دارد از طریق نخ كوچكتر به بردها وصل می شود و جغنه ها دو عدد هستند و كه هنگام حركت بالا و پایین بردها جغنه ها و نخ درون جغنه كوچك با حركت درآوردن جغنه كوچك صدای شبیه به
«
جغنه » حیوان شكاری ایجاد می كند كه شاید وجه تشبیه رسمی آن همین صدای شبیه جغنه است .


پاوشار :  Pavshar
پاوشار یا پافشار : دو تكّه چوبی شبیه كف پا و یا به اندازه كف پا كه توسّط دو نخ به برد و دو نخ به دستگاه چادر شب بافی «گاو» وصل می شود و وقتی بوسیله كف پای بافنده به كف فشار وارد می شود باعث جدا شدن تارهای می شود تا بتواند «مكو» كه داخل آن نخ پود قرار دارد از لابه‌لای تارها عبور داده شود . و در بعضی از دستگاه چادر شب بافی از چهار پاوشار استفاده می شود كه حوله بافته شده توسّط این دستگاه را چهار پاوشره گویند .
گز : Gaz
دو چوب كوچك نیم متری كه معروف به گز كه از داخل تارهای عبور داده می شود جهت جدا شدن بجین ها و جدا شدن تارهای بالا و پایین تارها كه این بجین در هنگام چله زنی ایجاد می شود و طول هر چله 100 متر می باشد و تارهای بالا حدود 135 عدد و تار های پایین حدود 135 تا كه جمع 270 عدد نخ می شود كه به آن 9 بجین گویند كه معرّف عرض پارچه می باشد .
كم كار :
 
 (( kemkar
یك تكّه چوب به طول نیم متر و قطر 5 سانتیمتر كه در دیوار در حدود 5/2 متری و 3 متری از دستگاه چادر شب بافی «گاو» ساخته می شود و تارهای از پشت آن عبور داده
می شود و به دستگاه چادر شب از طریق بر دو شانه وصل می شودكه قدیم از گل ساخته می شده است .
طناب : (رشمه)
طناب یا رشمه نخ محكمی و قوی جهت بستن تارها كه از روی دستگاه عبور می كرده و در سقف به وسیلة تكّه چوبی به نام «تیله : Taylah» از سقف آویزان و به پشت دستگاه چادر شب بافی «گاو» وصل می شود و از طریق آن تارها محكم نگهداری می شود .
چله : chelah)
 
(
كل تارهای پارچه ای كه توسّط میخی به دیوار آویزان می شود و آن را بر روی دستگاه سوار كرده و از پشت «كم كار» عبور داده می شود و از داخل بردها و پس از داخل تیغ عبور داده می شود و بوسیله پیوند زدن به پارچه قبلی كه روی دستگاه چادر شب بافی «گاو» نگهداری
می شود وصل می شود و آماده بافندگی می شود .
لگ لگی : Leg Legei


وسیله ای است چوبی برای لای كشی و ته كش كردن نخ ها و آماده كردن نخ ها برای چله زدن

مكو : Makov
 
وسیله ای است ساخته شده از چوب شبیه قایق یك نفره كه داخل آن بوسیله یك سیم و ماسوره نخ های پود قرار دارد كه در هنگام بافندگی از داخل تارها عبور می كند .
پوندی  :  Pondei
 
وسیله ای است جهت آماده كردن نخ برای استفاده از پود ها و تشكیل شده از یك لوله و یك پایه گلی یا حلبی كه «چرخچه»داخل آن قرار می گیرد .
چرخ : Charkh

وسیله ای ساخته شده از چوب كه بوسیله آن نخ را تبدیل به پود می كند كه بر روی ماسوره جمع
می شود و داخل مكو استفاده می شود برای پود ها كه از داخل تارها عبور داده می شود .
چرخچه : CherkheJah
 
وسیله ای است كه توسط آن نخ ها آماده می شود برای چله زنی و همچنین جهت آماده شدن پود ها كه ساخته شده از یك چوب و چهار پر كه توسّط نخ هایی به هم متّصل می شود .
مراحل بافت پارچه در دستگاه چادر شب بافی سنّتی «گاو تنه»
در زمان های قدیم نخ تولید شده از ابریشم را به وسیلة رنگ های سنّتی توسّط بافندگان آماده
می شده و در دستگاه های گل ساخته شده بافته
می شده ولی امروزه با رشد و تكنولوژی و آماده شدن نخ ها بوسیله دستگاه های پیشرفته دیگر بافندگان از روش سنّتی استفاده نمی كنند و دستگاه ها ی گلی تبدیل شده است به دستگاه چوبی و برقی و دستگاه های كاملاً ساخته شده از جنس آهن و اكنون تعداد اندكی از دستگاهای چوبی قدیمی قرار دارد.
 
ابتدا نخ از دلالان نخ توسّط بافندگان خریداری
می شود و نخ ها توسّط لگ لگی تبدیل می شود به لای كش یا ته کش كه استفاده می شود در چله زنی ته كشی ها یا كلاوه ها وقتی به تعداد مورد نیاز رسید بوسیله 20 عدد میخ 10 سانتی‌متری كه در ایوان خانه ای به طول 5 متر از هم دیگر در دو ردیف 10 تایی به دیوار كوبیده می شود كه طول تار نخ ها 100 متر می شود .
نخ ها كه توسّط لگ لگی آماده شده داخل «چرخچه» قرار می گیرد و توسّط بافنده حرفه ای از میان میخ ها عبور داده می شود و در حدّ فاصل میخ های آخری یك عدد میخ قرار می گیرد كه نخ ها یكی از بالا و یكی از پایین میخ عبور داده می شود كه به آن «بجین» گویند كه همان تار های بالا و پایین چله را تشكیل می دهد .
كه بوسیله بافندگان تعداد آن شمرده می شود كه نخ های بالا را 135 و نخ پایین 135 كه جمعاً 270 عدد می شود و هر 30 نخ را یك «چره» گویند كه تعداد كل آن 9 «چره» می شود كه عرض پارچه را 9 «چره» گویند .
معروف است به چله 9 و بجین توسّط یك چوب به نام «گز» از هم دیگر جدا می شود . و تمام این مراحل باید به طرز مهارت خاصّی صورت گیرد تا یك چله خوب جهت آماده شدن برای دستگاه چادر شب بافی باشد .
وقتی چله بر روی دستگاه سوار شود و آماده بافتن می شود . بافنده بر روی دستگاه چادرشب بافی می نشیند و بوسیله كف پا ها بر پا وشار فشار وارد می آید و بردها از یكدیگر جدا می شود و توسّط «مكو» نخ بردها از داخل تارها عبور كرده و بوسیله شانه با زدن ضربه محكم به نخ پود باعث محكم شدن پارچه و بافته شدن پارچه می شود . و حركت تکرار پا ها و حركت بردها وعبوردر مكواز داخل تارها وتكرار این حركت در مدّت طولانی پارچه بافته می شود كه پارچه بافته شده بر روی «نورد» دستگاه «گاو» جمع‌آوری می شود و توسّط بافنده بعد از اینكه مدّت یك ماه چله 100 متری تمام شد از دستگاه جدا شده و آماده استفاده شخصی یا برای فروش به بازار عرضه می شود

طرز بافت چادر شب بافی درالموت قزوین را ملاحظه می فرمائید

چادر شب بافی در الموت قزوین

 

 

تاریخچه

 

ایران در زمینه نساجی و بافندگی از موقعیت جغرافیایی مرکزی خود ،بهترین سود را برده است. ابریشم بافی در خاور دور، استفاده از پشم گوسفند برای بافت قالی توسط شبانان آسیای مرکزی، بافتن پشم و کتان توسط آشوری ها و کاربرد پنبه در نساجی بوسیله هندیان، از جمله تجربه هایی است که ایران درطول تمدن خود درافزایش دانش نساجی از آن بهره جسته است .ولی هرگاه بافنده ایرانی روش جدیدی را اقتباس می کرد بی درنگ آن را با راه و روش خود تطبیق می داد و تلاش می کرد تا از لحاظ فنی آن را بهبود بخشد. اگر چه برخی اختراعات بنیادی در خارج از کشور به وجود آمده ، ولی اغلب، تکمیل آن در ایران صورت گرفته و ایران برتری خود رادر زمینه ی پارچه بافی به مدت بیش از 1500 سال حفظ کرده است(وولف هانس.ای، صنایع دستی کهن ایران،ترجمه سیروس ابراهیم زاده،نشر و آموزش انقلاب اسلامی ،تهران،1372) تاریخ نساجی در ایران به آغاز عصر نو سنگی می رسد، در حفاری هایی که در سال های 1950در غاری نزدیک دریای خزر به عمل آمده، قطعات پارچه ی بافته شده ای از پشم گوسفند و موی بز به دست آمده و با روش سال یابی کربن 14 معلوم شده که مربوط به 6500 سال ( با اختلاف 200 سال) ق.م است . دوک سره و خامه هایی در خانه های اولیه ی فلات ایران پیدا شد که تاریخ آن به 5000 سال ق.م می رسد واین خود نشان دهنده ی آن است که این صنعت در آغاز عصر نو سنگی ادامه داشته است. نقش پارچه های روی دو تبر مسی که در حفاری نزدیک شوش کشف شده و مربوط به 3500تا 3000 سال ق.م است، نشان می دهد که بافندگی و حتی ریسندگی و قیچی کردن پشم در آن زمان متداول بوده است..


[b]چادر شب در قزوین


استان قزوین با پیشینه ای چند هزار ساله و همجواری با استانهای گیلان و مازندران دارای آثار ی ارزشمند از هنر و صنایع دستی مشترک مردمان این منطقه می باشد ا ز جمله دستبافته های سنتی ، گلیم جاجیم چادر شب و ... .
این دست بافته ها دارای تنوع زیادی هستند و غالبا به صورت زیر انداز و رو انداز و البسه و بقچه و رختخواب پیچ و... مورد استفاده قرار می گیرند که اغلب این دستبافته ها ماحصل دسترنج زنان روستایی است که به منظور رفع نیاز های روزانه رونق یافته اند و به مرور زمان و روی کار آمدن نمونه های ارزان ماشینی و دسترسی آسان و کاربرد خود را از دست داده و کم کم رو به فراموشی نهاده است و با از بین رفتی منابع تولید چون کشت پنبه وکمرنگ شدن دامپروری و دسترسی به مواد اولیه کارخانه ای و تغییر الگوی های زندگی و گرایش به الگو های شهر نشینی تداوم تولید آن ها از بین رفته است. در استان قزوین،منطقه الموت بیشترین نقش را در تولید انواع دست بافته های داری و نساجی سنتی دارا می باشد. این دست بافته ها با دستگا ه های ساده دو وردی و چهار وردی بافت پارچه تولید می گردد.
سرزمین الموت: الموت بخشی از حوزه آبریز کاسپین است که در شمال شهر قزوین جای گرفته است. و در تقسیمات جغرافیایی به دو منطقه رودبار الموت (االموت شرقی)و رودبار شهرستان(الموت غربی) تقسیم شده است .



چادرشب


چادر شب در بسیاری از مناطق ایرانی بخصوص در روستاها بافته می شوداستان قزوین، در راستای حفظ و احیای این دستبافته زیبا اقدام به طراحی اقلامی نظیر رو تختی ،پرده، کلاهک آبا�?ور ،کوسن، روکش مبل ، رو میزی و...نموده است.


نقش و رنگ:

معمولا نقوش چادرشب با توجه به کاربرد آن متفاوت می باشد. گاه هندسی به صورت خانه های شطرنجی در رنگهای مختلف و خانه های ریز و درشت متناسب با سلیقه بافنده تولید می شود وگاه بصورت راه راه با رنگهای سفید و آبی که بوسیله نیل رنگ آمیزی شده و به عنوان سفره از آن استفاده می شود که در الموت به آن ایزار می گویند. همچنین ساده و تک رنگ می باشد، که به رنگهای کرم و از جنس پشم به عنوان پرده و از جنس پنبه به رنگ سورمه ای برای لباس از آن استفاده می شود.


مواد اولیه:

به طور کلی الیافی راکه در نساجی و دستبافته های سنتی مورد استفاده قرار می گیرد،می توان به دو طبقه ی اصلی الیاف طبیعی و مصنوعی تقسیم کرد:
الیاف طبیعی خود شامل معدنی، مثل آسبست. حیوانی، نظیر ابریشم و پشم وگیاهی ، که از چها قسمت" دانه" مانند پنبه ." برگ "، شامل سیسال". ساقه" همچون کتان کنف ، چتایی و رامی و" میوه" نظیر نارگیل تشکیل می گردند.
الیاف مصنوعی نیز بر پایه الیاف غیر آلی، مثل الیاف شیشه، ترکیبی، مثل نایلون و پلی استر، آکرلیک و تریلن. و باز یافتی نظیرویسکوزرایرون، دی استات، تری استاتو کوپر آمونیوم تقسیم می شوند.
این محصولات در این مناطق از الیاف پنبه ای و پشمی به سه شکل پشم خالص و ترکیب پنبه و پشم وپنبه خالص تولید می شوند.
پنبه: معروف است که مردان جنوب هند احتمالا از جمله ی اولین مبدعان تولید پنبه و کاربرد آن در نساجی بوده اند،زیرا توانستند کشت پنبه را توسعه داده به روش های مختلف در پارچه بافی از آن بهره جویند(وولف ص155) .الیاف پنبه در امتداد طولی ، پیچیدگی و تاب خوردگی زیادی دارد. این خاصیت ، به تشکیل نخ محکم کمک می نماید. به همین دلیل از نخهای پنبه ای برای چله کشی قالی و گلیم و بسیاری از دستبافته ها استفاده می شود.
در گذشته کشت پنبه در روستاهای الموت صورت می پذیرفت ولی در حال حاضر در محل تولید نمی شودو از بازار های قزوین و استانهای همجوار از جمله استان مازندران تهیه می گردد.
پشم: مصارف پشم در منسوجات به دوران بسیار قدیم و به احتمال نزدیک به یقین تاریخچه مصرف آن به دوران نو سنگی برمی گردد. از این دوره، فسیل های استخوان های گوسفند همرا ه بقایای وسایل پخت و پز یافت شده است. پشم کهن ترین الیافی است که در بافندگی ایران به کار رفته است . اهلی کردن گوسفند نیز احتمالا در فلات ایران آغاز شده است.

ابزار و تجهیزات:

ابزار های مرحله ریسندگی و تهیه نخ جهت بافت شامل:
شانه ، دوک ، قیچی
پس از چیدن و شستن پشمها ، به وسیله شانه آن را باز کرده و نخ ریسیده شده دور ابزاری به نام دوک که شامل دو قسمت پایه چوبی که به آن در منطقه الموت (دسیلیه ) میگویند و سر دوک که به آن(کتلان )می گویند، جمع می گردد.

ابتدا نخ را یک لا می کنند و سپس بر حسب ضرورت آن را تاب داده وتعداد لای آن رادو لا و یا بیشتر می کنند. در ریسیدن نخها با دست نمی توان نخی یکدست و یکنواخت به دست آورد بنابراین ضخامت نخها یکسان نبوده و همین امرموجب بافتی زیبا بر سطح پارچه می گردد. . ظرافت نخ ها بستگی به مهارت ریسنده دارد هر چه مهارت بیشتر باشد نخ ظریفتری تهیه می گردد.
ابزار مرحله ماسوره پیچی
دستگاه ماسوره پیچ(چره) که برای ریسیدن ، تاباندن، چند لایه کردن و همچنین ماسوره پیچی استفاده می شود که خود شامل قطعاتی مانند چرخ(پره)،دسته برای چرخاندن پره ومحل قرارگیری دوک که در مقابل پره قرار دارد و به وسیله نخی ضخیم به پره متصل است و با چرخاندن دسته پره به حرکت در آمده و باعث به حرکت درآمدن دوک می شود...
ابزارهای مرحله بافت پارچه:
شانه ورد ، دفتین، پدال(پا کتل)،ماسوره،ماکو،نورد، متید،عروسک ، قرقره
شانه :ابزاری است از اجزای دستگاه بافت دارای تیغه هایی که غالبا از جنس نی می باشد که در برخی مناطق از فلز تهیه می گردد و کلیه تار ها از لابلای آن عبور داده می شود.برای بافت چادر شب از هر تیغه دو نخ رد می کنند. وظیفه شانه محکم کردن پود در بین تار ها می باشد که موجب می شود پارچه به صورت بافتی منسجم و یکنواخت تهیه گردد.
دفتین : جعبه چوبی که شانه داخل آن قرار می گیرد و دارای بازو هایی است که به قسمت بالای دستگاه متصل می شود و حرکت رفت و برگشت دارد. دفتین کمک می نماید تا پس از هر بار عمل پود گذاری به آخرین رج بافته شده ضربه زده و باعث در هم تنیده شدن تار و پود گردد.
ورد:از اجزای دستگاه بافت است که شامل دو عدد نی ( قمیش) به موازات هم می باشد که توسط رشته نخ هایی به طرز خاصی به هم بافته شده است . در هر بافت از دو یا چهار ورد استفاده می گردد. وظیفه وردها، ایجاد فاصله بین تار های زیر و رو و تعیین کننده نقش و نوع بافت پارچه می باشد .
پدال( پاکتل): دو تخته ای که در زیر پای بافنده قرار دارد و بوسیله ی نخ محکم یا طناب به ورد وصل است پدال نامیده می شود. بافنده با توجه به نوع بافت و نقش به آن فشار آورده و باعث بالا و پایین رفتن ورد ودر نتیجه تارها می گردد.
متید(ارج): از اجزای دستگاه بافت می باشد که شامل دو چوب کوچک است که در دو طرف آن سوزن یا تیغه هایی فلزی چنگک مانند دارد و به لبه پارچه وصل می شودو مانع از جمع شدن عرض پارچه می شود.
عروسک و قرقره : در بالاترین قسمت دستگاه قرار دارد که توسط نخ محکم یا طناب به وردها متصل می باشد. با فشردن پدال، ورد متصل به آن نیز به پایین کشیده می شود. در واقع وظیفه آن سهولت در به حرکت در آمدن ورد و پدال می باشد..
نورد: که در جلوی بافنده قرار دارد و وظیفه آن پیچیدن پارچه پس از هر چند سانت بافت به حول آن می باشد.
ماسوره: قعه ای است کوچک و از جنس چوب و یا نی شبیه به قرقره که نخ پود به دور آن پیچیده می شود ( اخیرا اجنس پلاستیکی آن متداول شده است)و داخل ماکو قرار می گیرد.
ماکو: ابزاری است چوبی و لوزی شکل ، که قسمت داخل آن محفظه ای جهت قرار دادن ماسوره تعبیه شده است . ماکو در سهولت عبورنخ های پود در بین تار به کار می رود.
شیوه تولید

چله کشی:

پس از تهیه نخ ها ، بر روی زمین، چوب میخهای بلندی را به شکل چهار ضلعی قرار می دهند. درازای آن حدود 15 تا 20 متر می باشد . این کار با مهارت شخص چله دوان صورت می پذیرد تا ترتیب زیر و رو ی نخ ها به هم نخورد. نخ ها ی چله با توجه به کاربرد پارچه، گاه دارای نخ های رنگی متعدد و گاه یک رنگ استفاده می شود. نخ به دور اولین چوب میخ گره زده شده و به دور چوب میخهای دیگر به صورت زیر و رو عبور داده می شود تا یک ضربدر به شکل 8 ایجاد گردد.که عمل بافت بر روی تار ها صورت گیرد. نقش این پارچه با تعداد تارو پودهاو ترتیب و تغییر رنگ آنها شکل می گیردو عرض آن بین 30تا 35 سانتی متر می باشد.
پس ازچله کشی ، تار ها را برروی دستگاه قرار می دهند، سپس ورد کشی کرده و از شانه عبور داده و به نورد جلوی بافنده وصل می گردد. برای بافت، ابتدا لازم است هماهنگی بین دست و پای بافنده ایجاد گردد. وردها با فشردن پدالها به حرکت در آمده وتار ها جابجا شده و دهنه کار ایجاد می گردد. برای اینکه بافنده در حین بافت موجب اشتباه نشود با فشردن پای راست ، ماکو را با دست راست داخل دهانه کار سر داده و دفتین را به حرکت درآورده و یک بار با آرامی ضربه وارد کرده سپس ضربه ای محکم تر جهت در هم تنیده شدن تار و پود می زنند. برای اینکه لبه پارچه کج نشود از وسط دفتین که معمولا دارای علامتی است، دفتین می زنند علت آن اینست که به یک میزان ضربه به سطح پارچه وارد می شود.
[/b]





نظرات() 




درباره وبلاگ:



آرشیو:


آخرین پستها:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox